گمشده در زمان
4% امتیاز

۱۳۹۰/۱۱/۰۸ ۱۶:۴۶

بازدید : 7 نظرات : 12

دسته بندی : فتو آرت

گمشده در زمان

کاربر مهمان
محمد صفرپور
محمد صفرپور
پررنگ بودن زنانگی در پیش زمینه در فضایی سنگین و کم اکسیژن قرار دارد و چشم در مسیر پرسپکتیو این قاب با سرمایی ملموس و متضاد با پیش زمینه روبرو میشود که این رویداد ها به آنچه مولف در نظر داشته مارا نزدیک میکنند..
صمد قربان زاده
صمد قربان زاده
مرسی دوست بزرگوار ........
ابراهیم روحی
ابراهیم روحی
رنگ، جامعه، هویت و... همه چیز در عکس با مخاطب ارتباط برقرار می کند.
بسیار زیبا است
صمد قربان زاده
صمد قربان زاده
مرسی از نظرتون آقای روحی....
علی صارمی
علی صارمی
یک عکس یک تصادف نیست، یک مفهوم است.رویکرد مسلسل وار به عکاسی که در چهارچوب آن عکس های مختلفی گرفته شود به این امید که یکی از آن ها موفق باشد ،برای دستیابی به نتایج جدی ، مهلک است.
آنسل آدامز


مسلمن این عکس یک تصادف نیست. یک صحنه پردازی دقیق است.عکاس هم -بر خلاف آنچه امروزه آموزش می دهند که با دیجیتال تعداد زیادی عکس بگیرید و یکی خوب در خواهد آمد- خوب می دانسته چگونه با همین تک شات در انتقال مفهوم قدم بردارد و در دست یافتن به این مهم قبل از آنکه دکمه شاتر دوربین دیجیتال خود را فشار دهد عکس را دیده است .شاید روزها و ماه ها یا سال ها قبل، او این صحنه را در ذهن اش عکاسی کرده و بر روی نرون های مغزش ذخیره کرده است.
سوژه ای انسانی در دشتی که بی کرانه گی اش هویداست ، قبل از آنکه عکاس به ما بگوید ، خود –با دهانی و چهره ای ناپیدا-به سخن در می آید و واژه گان عکاس را در گوش مان زمزمه می کند :^92^^34^ گمشده در زمان^92^^34^.
حالا دیگر من هم گم شده ام ،ما گم شده ایم ،من و تویی که خیره به تصویر، حالا دیگر جزئی از عکس شده ایم.ما هم مثل او خود را در آن دشت بی کران حس می کنیم.در این جا مکان نیز گمشده گی ما -من و تو و سوژه - را فریاد می زند. هیچ المانی که مکان را برای ما غریب زدایی کند وجود ندارد.فقط آنجا ،آن طرف تر از سوژه ، آن درختان، با پرسپکتیو خاص شان ،پیش از آنکه خیال ما را، بخاطر شباهت شان به دنیای عادی ما آدم ها، آسوده کنند بر وحشتمان می افزایند، متحیرمان می کنند و ما را هم با خودشان در امتداد ناپیدایشان گم می کنند.
اما حالت و فرم بدن سوژه،بجای آنکه حالتی فیگوراتیو را ارائه دهد و زن بودن سوژه را موکد کند او را تبدیل به واژه هایی بیانگر می کند،واژه هایی همچون تنهایی،تسلیم،گمگشتگی و ...واژه هایی که سرشار تسلیم اند.او دستش را روی سینه گذاشته و انگار به عقب پرتاب شده ،به عقب تر ،به گذشته،به زمانی که دیگر حال نیست.
رنگ ها نیز نقش خود را در این صحنه پردازی دقیق و افزایش کشش بصری عکس به خوبی بازی می کنند.کنتراست خیره کننده رنگ های قرمز و آبی،کنتراستی بین تشویش و آرامش را به نمایش گذاشته اند.اما آنچه تشویش ذهن مرا بیشتر می کند عدم درک تاثیر جنسیت سوژه است،کسی که مشخص نیست چرا و چگونه زن بودنش در این نمایش مؤثر افتاده است.او مرا به یاد دختر سرگردان فیلم سولاریس تارکوفسکی می اندازد،دختری که در دنیایی ویژه بی هیچ مشخصه ای که بتوان بر او الصاق کرد بیننده را بدنبال خود می کشاند و می برد.
^92^^34^ گمشده در زمان^92^^34^ تنها یک عکس برای دیدن نیست،دنیایی است که با دیدنش مرا به شعف نوشتن این کلمات واداشت،دنیایی که یک دنیا واژه برای خوانشش کم است.
صمد قربان زاده
صمد قربان زاده
مرسی از شما آقای صارمی بابت تحلیل این عکس....
::فاطمه‌انتـظار::
::فاطمه‌انتـظار::
بهره بردم از عکس
و نوشته ی آقای صارمی
سپاس
صمد قربان زاده
صمد قربان زاده
مرسی از شما خانم انتظار...
علی حاج امینی
علی حاج امینی
این افکت قطره های آب زیادی مصنوعیه
صمد قربان زاده
صمد قربان زاده
دوست عزیز چه ایرادی داره مصنوعی باشه اگر در راستای مفهوم و ذهنیت خود صاحب اثر بکار برده بشه ....
علی حاج امینی
علی حاج امینی
ببخشید اصلا شما درست میگی
روزبه حاجیان
روزبه حاجیان
برداشت شخصی من از این فریم و فضای حاکم از لحاظ رنگ و ترکیب بندی اینه که زن بودن و حس زنانگی گرم و پر زرق و برق و پر شور در دنیایی سرد و بی روح که پر از یاس و سردیه روبه زوال و نابودی رفته فرم قرارگیری سوژه و پوشیده بودن صورتشمی تونه نمادی از پنهان نمودن این نابودی باشه