اتصال
4% امتیاز

۱۳۹۱/۰۸/۰۵ ۱۴:۳۹

بازدید : 58 نظرات : 9

دسته بندی : فتو آرت

اتصال

کاربر مهمان
ابراهیم روحی
ابراهیم روحی
بیا نزدیک شو... با چشمان من ببین... حالا وارد دنیای درونم شدی.
اصغر خوش خلق
اصغر خوش خلق
سلام و ادب

فعل و انفعالی زیبا بیان شد.
سپاس
جوادشیدا
جوادشیدا
نفس را حبس

آزادش می کنم

هنوز این درخت

پابند زمین است...
اصغر خوش خلق
اصغر خوش خلق
سلام و ادب

گرما سنج ذهنی کلمات شما به تصویر و شکل آمیخته ، گداخته و پرداخته رو به بالا سمت و سوق دارد... روایت گاه شمرده و گاه نفس مرده باید سرود.

سپاس در این جلوس و خلوص
مبینا بینا
مبینا بینا

از سطح زمین برآمدم و تو آتشی سوزنده که در عمق چشمانم جاگرفته بود. باید می آمدم. باید قد می کشیدم و نفس هیولایی که عقل را تحقیر می کرد و مرا به ازدحامی علیه خود می کشاند. در یک سیراب نمودن فاسد و خفه کننده محبوس می ماندم اگر به طبیعت چنگ نمی زدم و راه بی پایان برابرم گشوده نمی شد و اینگونه من فصل اول تو شدم. من، آدم شدم.
اصغر خوش خلق
اصغر خوش خلق
سلام و ادب

فضاسازی در متن و اجازه دادن به کلمات برای ادا نمودن آن فرضیات ذهنی شما یک نقد تفسیری دیگر می طلبد.
سپاس
اشکان رحمانی
اشکان رحمانی
مرا میترساند... نگاه بی چشمش!


موفق باشید!
ندا کاویانی
ندا کاویانی
بسیار زیباست
سیدهانی هاشمی نجفی
سیدهانی هاشمی نجفی
زمین واژگون در ذهن و صورت بی چشم و دهان حس طوفان خاموش یک مرد را تداعی می کند طوفانی که شاید از خشم باشد یا از اعتراض کسی چه می داند!