در سرزمین هیچ
65%
امتیاز

۱۳۹۷/۰۴/۲۴ ۰۷:۵۶

دسته بندی : انسان پرتره مفهومی

بازدید : 32 نظرات : 3

در سرزمین هیچ

کاربر مهمان
سعد قهرمانی
سعد قهرمانی
بسیار عالی
بهروز چ
بهروز چ
درود - المان های تصویر بیش از هر چیزی نوعی نگاه فلسفی را نشان می دهند در این تصویر از هر چیزی بخشی ناقص و نه کامل دیده می شود بخشی از دیوار بخشی از آینه بخشی از انسان و بخشی از فضای اتاق که خود درون بخشی از آینه قرار گرفته است همه این بخش ها مرز مشترکی با هم دارند و ماهیت کامل آنها برای بیننده روشن نیست اما دو پیچ آینه و دو چشم انسان مرکز ثقلی قوی برای بیننده ایجاد می کند به نظر می رسد اگر آن دو پیچ آینه را بیرون بیاورند همه کادر فرو می ریزد.این ثبت بیننده را به چالش می کشد.
نادر اکبرپور
نادر اکبرپور
سلام
المان های قابل اعتناء در ثبت
1-آینه؛ معانی: چشم باز، غیر مادی، ورای اندیشه، تحیر، نفس، صفای دل و روح، راز، سنگ صبور، ذات، مرگ اندیشی، یادگاری، انعکاس، وجود و کنه، مظهر حضور، آشکار
2-دیوار سفید و کدر: شاید جهان هستی و یا درون پر از آشوب هنرمند
3-زن: معانی: اقتدار، سرزندگی، مهرو عشق، باروری و کمال، ایزدبانو
آینه معانی فراوانی دارد که مفهوم نهایی و غایی آن مفهومی مینویست که به اشکال گوناگون در جهان هستی تبلور پیدا می کند و در همراهی با زن تعریف و هویت تازه ای یافته است، در بیان روشن هنرمند گویی سعی در القاء نوعی فلسفه شخصی مبتنی بر یافته های فردی دارد تا از ورای اندیشه غبارگرفته آدمی وی را در برابر خویشتن خویش به واسطه عنصر آینه به نمایش در بیاورد و در این وادی دست به اکتشافی تازه بزند، اکتشافی که مرز میان واقعیت و حقیقت را در نوردیده و بیینده را در فضایی بی وزن و رنگ در تعلیقی سئوال برانگیز در میان انبوه سئوالات بی پاسخ تنها بگذارد، زن به عنوان نماد فره ایزدی در جهان هستی و نماد زایش عشق و اقتدار و سرزندگیست، لیکن در این قاب (جهان هستی) بواسطه کج اندیشی ها گرفتار نوعی دگماتیسم اجتماعی شده است، شخصیت درونی قصه چهره ی معصومانه و مینوی اش از حالت تقدس ذاتی خارج شده و به نوعی دچار استحاله شده است، تا جایی که از جایگاه اصلی خود که روح هستیست به پایین کشیده شده و یا کشانیده شده است و روح و معنا را از وجودش بکلی زدوده است، قرارگیری سوژه در یک سوم پایین کادر، اضطراب، نگاه پرسشگر یا جستجوگر زن در قاب، فضای تیره و تار درون آیینه همگی گویای مطالب فوق می باشند. از طرف دیگر نوعی تحیر در نگاه زن به واسطه عدم حضور فیزیکی (آبجکت) احساس می شود که در تقابلی مستمر با آن (سابجکت) در تلاشی مداوم در سیطره هستیست تا شکاف های ناشی از برداشت های عامیانه غلط نسبت به زن را از میان بردارد و همچنین نگاه صرفآ جنسی را از وی زدوده و او را در تعریفی جدید درمعنای انسان بماهوانسان در آینه هستی منعکس نماید با این حال در این پیکار نا تمام همچنان بر سر دو راهی شک و تردید همچنان گرفتار آمده است.......