محمدقلیچ به شجاعت اصرار دارد.ذهن آشفته اش درپاسخ به خاطره اش از سیل تنها خاطرات دوران جنگ را یاداوری میکند. میگوید به اجبارازدواج کرده و هربار همسرش وی را ساکت میکند.او تکرار میکند ازسیل نمیترسم. من سالمم و این دیگرانند که می گویند موجی و بیمارم.
مصطفی 44 ساله است. از زمان کنکور و سربازی اش دچار اسکیزوفرنی شده،توهم می بیند. او تمام طول روز راه می رود،از چپ به راست وازراست به چپ طول حیاط را میپیماید ودستهاش را به دیوار میزند و دوباره به راه میافتد.ذهنش پاره پاره است ومیترسد خانه اش زیرآب رود.
محمد58ساله دچار استرس شدید و افسردگی مزمن است.میگوید بیماری اش را از دوران جنگ گرفته،اودر مریوان خدمت کرده وشبها خواب میبیند،دوباره به جنگ بازگشته و ترکش خورده است.میگوید دارایی نداشتم..آنچه هم که داشتم سیل با خود برد."خانه ای که درآب باشد خانه نیست"
امین ازبازماندگان قایقیست که در گمیشان واژگون وموجب مرگ6نفر شد.یکی از فوت شده ها همسایه نزدیک او بوده واین افسرده ترش کرده است.کارگر بنا بوده وبیش از40روز است که توان حرف زدن وکار کردن ندارد.امین 150متر توی آب شناور بوده.او شبها کابوس حادثه را میبیند
قربانبخت پیش از سیل هم ترس از آب داشته و به طور مکرر کابوس غرق شدن می بیند. او صرع دارد و یکبار سقف دستشویی برسرش آوارشده ست.از آن پس به تنهایی قدم بر نمی دارد وبرای راه رفتن از مادرش کمک می گیرد. او بعد از وقوع سیل حتی می ترسد پاهایش را درآب بگذارد.
فرهاد خواب میبیند زیرزمین خانه را آب گرفته وخانه روی سرش خراب شده ست.اضطراب شدید دارد و با دیگران معاشرت نمیکند. پس از سیل یا راه می رود و یا خواب است. سیل اضطراب او را شدیدتر کرده است.او اکنون مدام به همسرش میگوید: ما باید از اینجا کوچ کنیم.
عالیه دانشجوی دانشگاه شهیدبهشتی بوده واز زمانی که بادو رقم اختلاف نتوانسته رشته پزشکی قبول شود بیمار شده ست.همسرش غیابی طلاقش داده.پس ازسیل به خانه مادرش آمده ومادر میگوید او در کارهای خانه کمک نمی کند وتحملش سخت است.اوتمام عمر در رویای پزشکی بوده ست
بهمن بیمار شدید اعصاب و روان وعقب مانده ذهنی نیز هست. او از وقتی که سیل آمده و خانه شان را فرا گرفته به شدت دچار ترس شده است و هر شب از خواب پریده و جیغ میزند.
عزیزمحمد بیکاراست وبیماری اعصاب و روانش را مادرزادی میداند.همسرش در حادثه سیل آق قلا در سفر بوده و نتوانسته اسباب خانه را جمع کند. عزیز محمد اورا مقصر می داند.او شبها خواب می بیند که اسباب خانه را سیل برده و تمام خانواده اش مرده اند.
محمود 11سال است که دچار بیماری دوقطبی می باشد. به گفته همسرش، او نیمی از سال آرام و نیم دیگر سال دیوانه و عصبی می شود. پس از سیل بیخواب و به شدت بی قرار شده است. او مدام حیاط خانه را جستجو می کند. محمود می گوید شبها اگر بخوابد، خواب مار می بیند.
67%
امتیاز

۱۳۹۸/۱۱/۱۸ ۲۲:۵۴

دسته بندی : مستند مفهومی انسان غیره

بازدید : 7 نظرات : 0

خیره

سیلاب یک رویداد ناگهانی ویرانگر است که تنها خسارتش مالی نیست.سیل روان بازماندگان را درگیر میکند وترس ازآن فوبیایی شناخته شده محسوب میشودکه ریشه در اساطیر داشته وحتی به زمان نوح بازمیگردد. تجربه سیلاب برای بیماران اعصاب و روان بسیار شدیدتر و متفاوت تر از افراد دیگر است.بیماران حاضر دراین مجموعه از قبل ریشه های اضطرابی داشته اند، اما فوبیای سیل نی

کاربر مهمان