سیف‌اله صمدیان از 20 سال انتشار «تصویر سال» می‌گوید

سیف‌اله صمدیان از 20 سال انتشار «تصویر سال» می‌گوید

سال 90، بیستمین سال انتشار «مجله تصویر» است، مجله‌ای که سیف‌اله صمدیان با همراهی زنده‌یاد مرتضی ممیز و محمود کلاری بیست سال پیش آن ‌را پایه‌گذاری کردند تا به قول خودشان، پل ارتباطی برای هنرهای تصویری ایران باشد.

این روزها مجله‌ی تصویر سال با بیش از 1800 تصویر منتشر شده که دربر گیرنده رخدادهای ایران و جهان و آثار نمایش داده شده در هفتمین جشن تصویر سال است.

آنچه در پی می‌آید حاصل گفت‌وگوی خبرنگار بخش تجسمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) با سیف‌اله‌صمدیان، سردبیر نشریه تصویر و دبیر جشن تصویر سال است. جشنی که از سال 1382 در نخستین دوره برگزاری میزبان 120 هنرمند بود؛ هنرمندانی که حالا در هشتمین دوره شمارشان به 2500 نفر رسیده است.

صمدیان می‌گوید، می‌خواهد به‌بهانه‌ی بیستمین سال انتشار مجله‌ تصویر، ویژه‌نامه‌ای را ظرف سه ماه آینده منتشر کند؛ ویژه‌نامه‌ای که آثار نمایشگاه تصویر سال اسفند 89 را دربرمی‌گیرد و با نانوشته‌ها و تصاویر منتشر نشده بیست‌ساله انتشار تصویر ونوشته‌های همکاران و هنرمندان شاخص رشته‌های عکاسی، سینما، گرافیک و کاریکاتور ایران همراه خواهد بود.

ـ چرا همزمان با برگزاری جشن تصویر سال، کتاب تصویر سال منتشر نمی‌شود. این پرسشی است که غالبا از سوی برخی از شرکت‌کنندگان و مخاطبان مجله‌تان پرسیده می‌شود.

صمدیان: خیالتان را راحت کنم؛ اگر به جای همین چند نفر گروه اجرایی تصویر سال، چند صد نفر را هم داشتیم و بودجه بی در و پیکری هم در اختیار، باز امکان چاپ همزمان کتاب میسر نمی‌شد. به همین دلیل ساده‌ی محدودیت زمان!

جشن عنوان «تصویر سال» را دارد و طبیعتا جمع‌آوری زودهنگام آثار قبل از زمستان، لطمه‌ی بزرگی به گزارش تصویری یک سال گذشته خواهد زد. پس ما هر سال مجبوریم، از آذر ماه فراخوان را اعلام کنیم و از اول بهمن شروع به انتخاب و چاپ آثار بکنیم که این موضوع در مورد جشنواره‌ی فیلم تصویر هم که به طور همزمان برگزار می‌شود صدق می‌کند.

پس عملا یک ماه بهمن می‌ماند و بررسی حرفه‌یی، انسانی و اخلاقی چیزی حدود 2500 سی‌دی و دی‌وی‌دی حتا با 24 ساعت کار و بی‌خوابی!

تا پایان اسفند هم که درگیر اجرای نمایشگاه و جشنواره فیلم برای سه هفته هستیم که طولانی‌ترین جشنواره فیلم جهان است. شاید نه، قطعا! هفته‌ی آخر اسفند و دو هفته‌ی اول فروردین را بگذارید برای به‌در کردن خستگی و سر راست کردن بی‌خوابی‌های همین گروه محدودی که حتا نمی‌توانیم جوابگوی عادی‌ترین خواسته که نه، بلکه نیاز مادی شب عید و خدای ناکرده مسافرت عیدانه‌ی آنها باشیم!

این در حالی است که در همه جای دنیا یکسری داوطلب رشته‌های هنری دراجرای جشنواره‌ها کمک می‌کنندکه ما در ایران هنوز این امکان را ایجاد نکرده‌ایم.

منصف‌ترین آدم درگیر فرهنگ و هنر می‌داند برای یک اتفاق دو هزار و پانصد نفره که قراراست دو ماه بعد نمایشگاهش برگزار شود، حداقل150 تا 200میلیون بودجه اختصاص داده می‌شود و حداقل شش ماه زمینه‌سازی برای به‌دست آوردن آثار هنری در اندازه‌های تصویر سال.

متاسفانه ما هم باید خواب چنین بودجه‌ای را ببینیم و همچنین زمان معقولی در حدود شش ماه را!

ـ خب می‌دانیم که شما بودجه‌ی دولتی ندارید؛ ولی هر سال نام پنج شش اسپانسر در پوستر جشن تصویر سال دیده می‌شود. درباره‌ی اسپانسرها و حامیان این رویداد بگویید.

صمدیان:اسپانسرهای فرهنگی ما عبارتند از «خانه هنرمندان ایران» که تاکنون سعی کرده است،محلی دور از بازی‌های سیاسی باشد؛ «موزه‌ی هنرهای معاصر تهران»هم که انتظار می‌رود از لحاظ اعتبار گنجینه‌ی موزه‌یی تنها اعتبار جهانی هنر امروز ایران است و«سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران»که امیدواریم مثل شهرهای بزرگ فرهنگی جهان بتواند در این بزرگترین گردهم‌آیی هنرمندان ایران کنارمان باشد و انجمن طراحان گرافیک ایران که همه ساله با معرفی هیات انتخاب و داوری انتخاب و نمایش آثار گرافیک ایران را حرفه‌یی‌تر وکارشناسانه می‌کند.

باقی می‌ماند حامیان مالی بسیار محدود دیگر که جمع مبلغ پرداختی‌شان هیچ‌گاه به یک سوم هزینه‌های اصلی هم نمی‌رسد.

ـ خب با این اوصاف این جشن چگونه اداره می‌شود و حتا ادامه پیدا می‌کند؟

صمدیان: ادامه‌اش با خداست؛ ولی اداره‌اش تا کنون به قیمت شرمندگی تمام کمال ما در مقابل همکاران و خانواده و... تمام شده است و به آب و آتش زدن یکساله با کارهای جانبی از قبیل ساختن فیلم‌های مستند، داوری‌های عکس و... که شرح مفصل بودجه و شایعات مربوط به آن‌را در سرمقاله شماره جدید تصویر سال آورده‌ام.

ـ شما به‌عنوان صاحب‌نظر در حرفه‌ی عکاسی، دیدگاه شخصی و حرفه‌یی‌تان درباره‌ی این حجم از متقاضیان عکاسی چیست وچرا تعداد عکاس‌های تصویر سال روز به روز بیشتر می‌شود؟

صمدیان: مثالی هست که بارها در این زمینه گفته‌ام؛قدیم‌ها وقتی عروسی بود یک عکاس اگر شاخص‌ترین فرد مجلس نبود، حتما پرمراجعه شونده‌ترین فرد آن مجلس بود، اما با انقلاب دیجیتال، «آقای فتو»ی مربوطه، رنگ و رو وحتا موقعیتش به‌گونه‌ای دیگری شد. یعنی الان شما وقتی وارد یک مجلس عروسی می‌شوید، عروس خانوم اولین کسی‌ است که عکس شما را می‌گیرد. به هر حال این روزهابه نظر می‌رسد از هر سه نفر،یک نفر عکاسی می‌کند.

من بارها گفته‌ام،با ظهور عکاسی دیجیتال و گسترش اپیدمیک آن بین مردم، تعداد «عکس‌ بردار»ها زیادتر شده‌اند و تعداد «عکاس»‌ها کم‌تر!

و این اتفاق مشکل اصلی ما در مرحله انتخاب عکس‌های تصویر سال است که در دوسال اخیر به بیش از سی‌هزار فریم در سال می‌رسد و ما در این میان سعی می‌کنیم صرفا کار عکاس‌های خوب را انتخاب کنیم. شاید دراین کاراشتباه هم بکنیم،ولی واقعیت اینست که تشخیص دقیق این فاصله حساس با این حجم کار،بسیار مشکل است و تنها پادزهر این مساله برای ما تجربه‌ی زیاد دیدن عکس است که مطمئنیم جواب قطعی و منصفانه‌ی همه‌ی انتخاب‌های ما نیست؛ ولی هرچه هست به قول معروف پرتی کار انتخاب را کم می‌کند.

ناگفته نماند که امسال از جمع 2500 نفر شرکت‌کننده، نزدیک به 1700 نفر را به طور کلی کنار گذاشتیم. یعنی حتا بدون انتخاب یک اثر از آنها!

و با اینهمه نتیجه بازهم تعداد زیادی عکس شدکه قطعا اگر بهانه‌ی نمایش، تصویری واقعی از کیفیت تصویر یکساله از جامعه‌ی هنری ایران نبود، یک‌سوم آثار ارایه شده می‌توانست نمایش داده نشود!

ـ با اشاره به تعداد بی‌شمار عکس‌هایی که هرساله متقاضی حضور می‌شوند، چرا تجربه پخش آثار با ویدئو پروژکشن را تکرار نکردید؟

صمدیان: ما دو سال قبل با یک اتفاق پیش بینی نشده مواجه شدیم.تعداد آثاری که به دست‌مان رسید، نسبت به سال‌های قبل دو برابر شده بود و امکان ارایه این تعداد آثار را بر دیوارهای خانه هنرمندان نداشتیم و چون در آن مقطع هنوز سالن‌های چهار فصل هم راه‌اندازی نشده بودند و مابا یک ایده و شگرد جدید، آثار انتخاب شده را از طریق 9 ال‌سی‌دی 50 اینچی و با تفکیک موضوعات به نمایش گذاشتیم.

این شیوه برای خیلی‌ها راضی‌کننده و جذاب بود ولی برای برخی‌ها با ذهن‌های کلاسیک، خوشایند نبود و از سال بعد که چهار گالری جدید خانه هنرمندان افتتاح شد به روال سال‌های قبل آثار را روی دیوار قرار دادیم.

در سال‌های آینده با توجه به لیست متقاضیان قطعا ترکیب این دو شیوه ـ ال سی دی و دیوار ـ جوابگو خواهد بود.مثلا چاپ دیواری برای کارهای خیلی شاخص و نمایش ال سی دی برای بخشی از کارهایی خاص و احتمالا مجموعه عکس‌ها، ولی در نهایت همه آثار را در کتاب سال چاپ می‌کنیم.

شکل نمایشگاه و نحوه‌ی ارایه آثار را، تعدد کارها به ما تحمیل خواهد کرد.

ـ آیا در این سال‌ها در انتخاب و ارایه‌ تصاویر دچار ممیزی شده‌اید؟

صمدیان: در طول بیست سال انتشار مجله تصویر و قطعا هشت دوره‌ی تصویر سال برای اینکه خودمان را از جو سیاست‌زده امروز ایران و جهان رها کنیم و با آرامش بیشتری به کار فرهنگ و هنر و بدون وابستگی به هیچ ایسم و ... کار کنیم، روش معروف برخورد از نوع «ورای سیاست» را انتخاب کردیم.

مثلا در مورد اتفاقی مثل انتخابات سال 88، در فراخوان تصویر سال یک جمله کلیدی آوردیم برای عدم نمایش و چاپ آثار آن اتفاق که «به علت عدم امکان ارایه تصویر تمامی ابعاد انتخابات فعلا از دریافت و ارایه آثار معذوریم» چون ارایه گزینشی و سطحی با هر نگاه و انگیزه‌ای از رویداد مهمی مثل انتخابات ریاست جمهوری، هم به ضرر دنیاست هم آخرت! این کار نوعی زرنگی و یا ترس از موقعیت اجتماعی و یا فرهنگی نیست،بلکه کار با وجدان راحت است.

ـ برای فراخوان دوره‌ی هشتم از طریق سایت موقتی و آزمایشی خودتان اقدام کردید، نمی‌خواهید سایت را به‌طور کامل راه بیاندازید؟ قبلا قول داده بودید با افتتاح جشن هشتم رسما آغاز به کار کند؟

صمدیان: اضافه کردن آثار ارایه شده در دوره‌ی هشتم و همچنین بررسی ایده‌ها و طرح‌های تکمیلی از سوی دوستان دست‌اندکار راه‌اندازی سایت باعث شد که افتتاح سایت رسمی تصویر را که حدود ده هزار تصویر ارایه شده در هشت دوره‌ی جشن تصویر سال را شامل می‌شود به بیستمین سالگرد انتشار مجله تصویر موکول کنیم. البته لازم به ذکر است که کلیه آثار ارایه شده در سایت با حفظ تمامی ظرایف مربوط به کپی رایت آثار مربوط به هنرمندان با هک پنج واترمارک روی هریک از تصاویرهمراه است.

ـ برنامه‌ی خاصی هم برای بیستمین سالگرد انتشار نشریه تصویر دارید؟

صمدیان: بیست سال پیش، با همراهی و همفکری عزیز گرافیک و هنر ایران، مرتضی ممیز و محمود خان کلاری با تغییر نام امتیاز نشریه عکاسی که به نام من بود، تصمیم گرفتیم نام «تصویر» را برای نشریه‌ای که بتواند نقش پل ارتباطی بین هنرها و هنرمندان رشته‌های تصویری را ایفا کند، انتخاب کنیم. چون معتقد بودیم که هنرمندان رشته‌های مختلف تصویری در ایران آشنایی کافی و حرفه‌یی از یکدیگر ندارد و همین مساله باعث کندی حرکت فرهنگ تصویری ایران شده است. آنهم در شرایطی که موقعیت زمانی حساسی چون قرن بیست‌و یکم که بی‌رحمانه و با شتاب، ناکارآمدها و کم تجربه‌ها را به حال خود رها کرده و به پیش می‌تازد.

امسال در بیستمین سالگرد انتشار اولین شماره‌ی تصویر که در دوازده سال اول انتشار به صورت ماهانه چاپ می‌شد، به پاس همراهی همه‌ی هنرمندان درگیر انتشار نشریه و هشت دوره جشن تصویر سال درصددیم ویژه نامه‌ای در پاییز سال جاری منتشر کنیم که حاوی آثار ارایه شده در هشتمین نمایشگاه تصویر سال و جشنواره فیلم تصویر در اسفند 89 خواهد بود به همراه یادداشت‌های و تصاویر چاپ نشده دیگر و همچنین بخش چاپ نشده‌ی عکاسی از نگاه عکاسان که در دوره هفتم از ال‌سی‌دی پخش شد.

با انتشار این ویژه نامه علاوه بر مرور خاطرات بیست‌ ساله، به آرزوی همیشه‌ی خودمان می‌رسیم که انتشار تصویر سال با آثار نمایش داده شده در همان سال در کوتاه‌ترین زمان ممکن عملی است.

ـ شما که از مشکل مالی صحبت می‌کنید چرا قیمت شماره‌ی جدید تصویر را بالا نبرده‌اید و همان قیمت پارسال است. افزایش قیمت،نمی‌توانست کمی از کسری‌های مالی شما را جبران کند؟

صمدیان: یادم می‌آید در همان سال اول انتشار تصویر، همکار مطبوعاتی با تجربه‌ای توی چشم‌های من نگاه کرد و با قاطعیت گفت، اگر می‌خواهی در این عرصه زنده و احیانا پویا بمانی دلت را به فروش دکه‌ای نشریه خوش نکن! چون هزینه‌های نشریه فقط از طریق جذب آگهی آنهم با حجم بالا ممکن است و لاغیر!

تجربه‌ی بیست ساله خودمان هم نشان داد که حق با او بود؛ چراکه به بهانه‌ی همان بهانه‌ی همیشگی استعدادهای اقتصاد، پتک بالابردن کیفیت مجله را به سر پی‌گیری جدی جذب آگهی کوبیدیم.

ظاهرا هر کسی چند روز در کشور ما زندگی کرده باشد، می‌داند فرق قیمت‌های خرداد 89 با90 چیست و اینکه یک مجله‌ای با همان حجم تصاویر و مطالب و با همان کیفیت کاغذ و چاپ،‌ با قیمت سال گذشته پخش می‌شود، قطعا برای مخاطبان جای سوال خواهد داشت.

من پارسال خیلی دوست داشتم قیمت پایین‌تر باشد، ولی بعد از کسر 35 تا 42 درصد حق پخش نشریه در تهران و شهرستان‌ها مبلغ باقی‌مانده تنها کفاف خرید کاغذ گلاسه‌ی مجله را می‌دهد و بس!

و من در پیروی از آن واقعیت معروف که «همه‌ی ما یک قلب هندی در قفسه‌ی سینه‌مان داریم» همیشه به فکر دانشجویان و دیگر جوانان درگیر و یا دوستدار هنر هستم که تا پای کیوسک روزنامه فروشی محله‌شان می‌روند ولی بدون تصویر سال به‌خانه برمی گردند.

کاربر مهمان