کریم متقی عکاس نام آشنای کشور و استاد دانشگاه است.متقی متولد 1345 است و کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه هنر تهران در رشته عکاسی دریافت نموده است. گفتگوی زیر پیرامون برگزاری نخستین دوره جشنوراه ملی عکس کار،تعاون، اشتغال است که به همت روابط عمومی وزارت تعاون،کار و رفاه اجتماعی در حال برگزاریست و متقی یکی از داوران این جشنواره است. او معتقد است که نهادها وسازمانها باید برگزاری جشنوراه ها را در تقویم فرهنگی خود وارد کنند...

  • آقای متقی نقش هنرعکاسی درجهت پیش برد اهداف سازمانها و نهادهای گوناگون راچگونه ارزیابی میکنید؟

رسانه ی عکاسی از بدو اختراع آن در خدمت اهداف سازمان ها و نهادهای مختلف قرار گرفته و در حوزه ی علوم و تحقیقات نقش غیر قابل انکاری داشته است، برای مثال اولین بار پلیس فرانسه ساز و کار این رسانه را مورد بهره برداری قرار داد و امروزه نیز می توان گفت که کاربست این رسانه الزاماً از نیازهای حیاتی در زمینه های مختلف به شمار می آید.

.

  • باتوجه به موضوع جشنواره، کار، تعاون، اشتغال تاچه اندازه نیاز به عکس دراین حوزه احساس می شود؟

اصولاً این مهم در وظائف و بالاتر از همه در مسئولیت های وزارتخانه است. با توجه به اهمیت کار و شغل در جامعه ی کنونی ما، لزوم اجرای کار منطقی است. ایجاد کار و روحیه ی تعاون، تشویق به کار، مطالعات مشاغل و بررسی راه کارهای تامین مشاغل پایدار، لزوم اجرای چنین جشنواره ای را از سوی وزارتخانه  توجیه پذیر می کند.

.
  • درجشنواره ها و مسابقات عکاسی بیش ازمجموعه ها شاهدتک عکسهاهستیم چرا مجموعه عکس آنچنانکه باید وشاید دربین عکاسان جوان کشور رشد نکرده است؟

کار کرد تک عکس و مجموعه عکس متفاوت است و از جنبه هایی نیز قابل قیاس نبوده و همچنین دارای امتیاز و برتری نسبت به هم نیستند و هر کدام بحث جداگانه ای دارند. بی تردید عکاسی که مجموعه عکس کار می کند در کمپوزسیون ایده پردازی خود، برای نیل به خواسته های خود از چند عکس در کنار هم بهره می برد. البته تا اندازه ای هم بر می گردد به آموزه های عکاسی، چه در شکل آکادمیک و چه در شکل خود آموختگی و خود تجربه گری. عکاسی به لحاظ بار روانی آسانی که دارد در میان مردم خیلی تعمیم یافته و در ساده ترین شکل خود به صورت snapshot های سهل الوصول نمود پیدا می کند که زیاد مستلزم کمپوزسیون ذهنی و یا مطالعات از پیش طراحی شده نیست.

عکاس هر آنچه در پیش رو دارد سعی می کند با برخورد عکاسانه ی خود با موضوع درگیر شود و بتواند شانس و تصادف پیش آمده را به فرصتی ارزشمند بدل کند.

اما وقتی عکاس دغدغه ی ذهنی داشته باشد یا به طریقی برایش ایجاد کرده باشند مطمئناً با یک آمادگی و پیش فرضی منطقی تر پیش خواهد رفت.  چون عمل او جنبه ی تحقیقی و پژوهشی به خود می گیرد. بنابراین شاید مجبور باشد با چند عکس ارائه ی بیان نماید. از جنبه ی آسانی عکاسی، هر کسی که دوربین داشته باشد می تواند عکس بگیرد و فعل taking photo را انجام دهد و تعریف لغوی و صوری عکاسی هم همین است. اما جنبه ی سادگی عکاسی این تعریف را بر نمی تابد، چرا که در پشت این سادگی یک پیچیدگی نهفته وجود دارد که ماحصلش به "سادگی" ختم می شود که فعل making photo صورت می گیرد. به نظرم مواردی هستند که می تواند از علت های مختلف رونق تک عکس و کسادی مجموعه عکس باشند. در مورد همین جشنواره هم اگر عکاس امیدوار به تداوم جشنواره و کاربست های عکاسانه ی آن باشد مطمئناً برای نیل به مقصود و کمال گرایی در پژوهش های خود به تک عکس قناعت نخواهد کرد. به لحاظ آکادمیک هم هنوز آن طور که باید و شاید جنبه های آموزشی مجموعه عکس جا نیافتاده، البته تا جایی که مطلع هستیم در دانشگاهها اقداماتی دارد صورت می گیرد ولی هنوز هم  جای خالی مجموعه عکس شدیداً احساس می شود. اما نباید فراموش کنیم که تک عکس های گویا، ساده ترین و کوتاه ترین شیوه ی سهیم شدن عکاس و سهیم کردن مخاطب در اتفاقات عکاسانه هستند. نبود آموزه های مکفی و عدم ایجاد احساس نیاز و انگیزه در عکاسان نیز میتواند از عمده دلایل پیش رفت نکردن ارائه ی مجموعه در عکاسی ما باشد.

.
  • چراعمر جشنواره های عکاسی ایران کوتاه است؟ واگربخواهیم جشنواره ای برگزار کنیم که حرفه ای باشد و برای سال ها حرفه ای بماند چه اقداماتی باید انجام داده شود؟

ما متاسفانه چیزی به نام حرفه ای مطلق نداریم – حالا دلایل خود دارد و بماند – هر جشنواره ای که شکل گیری آن بر اساس احساس و سلایق شخصی استوار باشد نمی تواند ماندگاری خود را حفظ کند. باید شاخصه های الزام و نیاز آن تبیین شوند. در کشور ما متولی برگزاری جشنواره ها معمولاً نهادها هستند که مجوز و وسع اجرای کار را دارند و چنین کارهایی در توان بخش خصوصی نیست. برای این که این سرمایه های ملی (هم عکاسان و هم ثمره های عکاسانه شان) از بین نروند، هر نهادی که متولی امر می شود باید به طریقی، با توجه به نیاز کار خود، جشنواره را وارد تقویم فرهنگی خود کند. در این صورت هر مسئولی هم که عوض شود، دیگر برگزار شدن و یا نشدن جشنواره دستخوش سلیقه ی مسئول نخواهد شد. البته الزاماً همه ی مسئولان در تمام زمینه ها که متخصص نیستند و لذا این مهم بر عهده ی مشاوران متخصص است که التزام امر را به مسئول محترم برسانند. حرفه ای برگزار شدن و حرفه ای ماندن به چند عامل بستگی دارد: تمام موارد فراخوان به اجرا در آید، چاپ کتاب، اهدای جوایز، اطلاع رسانی، مراسم افتتاحیه و اختتامیه و ... عوامل اجرایی نیز دخیل هستند از قبیل: دبیر و هیات داوران و روند برخورد در شان گرامر رسانه ی عکاسی و شرکت کننده ها و عکس های رسیده. این که چگونه حرفه ای بماند مستلزم رعایت اصول و دیسیپلینی است که به هیچ وجه نباید خارج از چارچوب های مشخص شده بوده و دستخوش سلایق شخصی و غیر حرفه ای شود.

.
  • اگرقراربود برای شرکت دراین جشنواره خودتان عکاسی کنید کجارا انتخاب میکردید؟

در فراخوان اولین جشنواره ی عکس فیروزه تصمیم بر آن بود که یکی از موضوعات "مشاغل بازار تبریز" باشد که بنابر دلائل وقت به "بازار تبریز" بسنده شد. مشاغل نسل جدید بیشتر به سوی زودبازدهی و به نوعی بنگاهی تبدیل شده و چندان ریشه دار نبوده و ماندگار نمی شوند. بازار تبریز پر است از مشاغلی که شناسنامه های فرهنگی، ملی و مذهبی ایرانی محسوب می شوند و حالا نه از آن ها حمایتی می شود ونه نسل امروز چندان رغبتی به آن ها نشان می دهند. این مشاغل که دارند از بین می روند در حقیقت صفحات شناسنامه های ما دارند پاره می شوند. شخصاً دنبال ثبت مشاغل کاذب نمی رفتم. چند سالی است که هر وقت فرصتی دست داده به بازار تبریز سر می زنم.

.
  • توصیه شما به عکاسانی که قصد شرکت دراین جشنواره را دارند چیست؟

توصیه که ندارم اما به این باور رسیدم که بهتر است به دنبال عکس هایی نباشیم که جنبه ی موزه ای داشته و مخاطب عام را دچار احتیاط و نگرانی کنیم و ناخواسته گرفتار توهم تحقیر دانش اندوخته ی مخاطب شویم.

عکاسی رسانه ی ساده ایست و دارای یک جزیره ی مستقل غیر قابل دست رس نیست. عکس ها باید عام فهم هم باشند، یعنی جنبه ی هنری عکاسی می تواند این گونه باشد که عوام بفهمند و خواص نیز تایید کرده و بپسندند. بیان ایده مهم تر است.

الان گرایش به سوی لنزهای سوپر واید و سوپر تله بیشتر است، این امکانات ممکن است جنبه های زیباشناختی موضوع را تقویت کند اما راه نجات از بحران پردازش منطقی به موضوع نیست. در حالیکه دید نرمال چشم انسان به  دید لنزهای میانی نزدیک تر است، مخصوصاً در عکاسی مستند. باید با توجه به ابزار مقتضی و امکانات داشته ی خود به موضوع نزدیک شویم. این جشنواره بیشتر جنبه ی استنادی دارد و باید چیزی را ثبت کرد که چشم عادی از نظاره ی عکس دچار توهم و دوران نشود. و از همه مهمتر اینکه در عصر اطلاعات و داده ها زندگی می کنیم، بنا براین نیاز است که با کسب اطلاعات بیشتر با موضوعات پیش روی دوربین برخورد کنیم.

.
  • در جهت حرفه ای شدن و بهبود کیفیت برگزاری این جشنواره چه پیشنهادی دارید؟

وزارت تعاون،کار و رفاه اجتماعی که اینقدر دغدغه ی این کار را دارد، در واقع هزینه نمی کند بلکه در واقع دارد سرمایه گذاری می کند، با چاپ کتاب و سایت اختصاصی قابل دست رس برای عموم و اصلاح کاستی های احتمالی گذشته و تداوم کار، می تواند بر جنبه های حرفه ای بودنش افزوده و شیوه های اجرا و کاربری جشنواره را در آینده تقویت کند.

.
  • و کلام آخر...

عکاسی و یا هر نوع تولید بصری برای در گیر ساختن و متمرکز کردن چشم و ذهن مخاطب با موضوعی خاص است. چشم و دل هیچ مخاطبی از تاثیرات آن در امان نیست و طبیعتاً بازخوردهایی را به همراه خواهد داشت. نوع برداشت از پیام بصری منوط بر نیت ها و اهداف مخاطب است. سوزان سانتگ می گوید: "عکس ها سوزن هایی هستند که حباب های بی تفاوتی ما را می ترکانند."