نمایشگاه عکس‌های «محمد جهان‌بخت» با عنوان « از میان برخیز! » در فرهنگ‌سرای «ملل» برپا می‌شود.

 

picu-10-1300

 


به گزارش خبرنگار بخش هنرهای تجسمی، جهان‌بخت، که خود را یک «عکاس آماتور» می‌داند، در دومین نمایشگاه خود پس از «پرسه‌زنی در هستی » که گزیده‌ای از سال‌ها عکاسی و «حاصل یافته‌های او از طبیعت» بودند، این بار عکس‌های جدیدش را که به روشی نو نیز گرفته، از سوم تا هشتم دی‌ماه در فرهنگسرای ملل، واقع در پارک قیطریه به نمایش گذاشته است.

به گفته وی عواید این نمایشگاه به نفع «انجمن صرع ایران» هزینه می‌شود.

جهان‌بخت که دانش‌آموخته روان‌شناسی است، عکاسی را از نوجوانی آغاز کرده، اما با وجود برخورداری عکس‌هایش از استانداردهای قابل قبول حرفه‌ای، قصدی برای «فرورفتن در قالب یک عکاس حرفه‌ای» ندارد و این امر را برای خودش، نگاهش و هدفی که در پس این نگاه است، «دست‌و پا گیر و محدودکننده می‌داند». او درباره روش نوینش در گرفتن عکس‌های تازه‌اش هم نوشته است:

« ... اما درباره این نمایشگاه، روزی از کسی شنیدم و یا شاید در جایی خواندم : " راه رسیدن به نور ، به حقیقت ، دو گام بیشتر نیست : برخیز و از میانه راه، خودت را کنار بکش !! " و بعدتر با این شعر حافظ که درود خداوند بر او باد آشنا شدم :

میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست .......تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

و بعدتر با این آیه‌ی قرآن کریم که خطاب بود به حضرت محمد که سلام و درود خداوند بر او و پیروانش باد، مواجه شدم :

مَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَکِنَّ اللّهَ رَمَی، آن‌گاه که تیر می‌افکندی، تو نیفکندی ، بلکه خدا افکند.

در نمایشگاه عکس قبلی ، برخی بیننده‌ها از عکس‌ها تعریف‌هایی می‌کردند و برداشت‌هایی داشتند که می‌ماندم! زیرا خود می‌دانستم چه عوامل بی‌نهایت زیادی که من در آنها دخل و تصرفی نداشته‌ام ، دست به دست هم داده‌اند تا به نظر بیاید که به تنهایی آن عکس را گرفته‌ام ، در حالی که گاهی مبهم و گاهی به وضوح بر من آشکار می‌شد که این حقیقت ندارد؛ لذا این بار در تلاش بودم تا حدودی این توهم که " من این عکسها را گرفته ام!! " را از خود بزدایم .

این بار فقط دوربین به دست می‌گرفتم و واسطه‌گری می‌کردم . بی‌آنکه به دریچه دوربین نگاه کنم، همین جوری دلم را رها میکردم به امان خدا و دستم را بر شاتر دوربین می‌گذاشتم ... و در پایان کار ، عکس‌هایی می‌دیدم که دیگر می‌توانم بی هیچ رودربایستی آنها را تمجید کنم؛ زیرا آنها را از خود نمی‌دانم .

حاصل کار عکس‌هایی شد که دیگر نمی‌توان مانندشان را آفرید ، مگر آنکه او بخواهد؛ عکس‌هایی که هر کدامشان تک و منحصر به فردند، درست مانند یک یک عناصر این جهان ، مانند من ، تو و هر آنچه در این هستی هست . دقیقا مصداق این جمله که می‌گوید : "در تجلی خداوند در هستی ، هیچ تکراری نمی‌بینی " . نه هیچ دو موجودی عین هم ، نه هیچ برگی مانند هم و نه حتی هیچ سنگ ریزه‌ای و سرانگشتی .»